کوراوغلی خوانی، سنت چلٌه گئجه‌سی آذربایجانی‌ها

مدرس دانشگاه‌های استان آذربایجان شرقی گفت: آیین فولکلوریک “چله گئجه سی” یا همان شب یلدا در گذشته نیز توسط مردمان ما پاس داشته می شد اما متاسفانه امروز پدیده ای چون یکسان سازی فرهنگی خیلی از آداب و رسوم شیرین و سنتی ما را به فراموشی سپرده است.

76912t

مدرس دانشگاه‌های استان آذربایجان شرقی گفت: آیین فولکلوریک “چله گئجه سی” یا همان شب یلدا در گذشته نیز توسط مردمان ما پاس داشته می شد اما متاسفانه امروز پدیده ای چون یکسان سازی فرهنگی خیلی از آداب و رسوم شیرین و سنتی ما را به فراموشی سپرده است.

به گزارش پایگاه خبری تبریزمدرن به نقل از ایسنا، “چله گئجه سی” آیینی فولکلوریک در ایران زمین بخصوص در آذربایجان استو  هر قوم و منطقه ای آداب و رسوم خاصی در رابطه با این شب دارند اما با توسعه ی تکنولوژی و فناوری و وقوع یکسان سازی فرهنگی، خیلی از اقوام سنت های شیرین خود را به فراموشی سپرده اند.

حمید سفیدگر شهانق صاحب کتاب “آیین های شب یلدا در ایران” با اشاره به فلسفه ی سنت شب یلدا گفت: در تمام فرهنگ ها شب و تاریکی قوه ی شر و روز و روشنایی نماد خیر است و با توجه به اینکه شب یلدا بلندترین شب سال است، مردم در اقدامی نمادین با خویشان خود دور هم جمع شده و به جشن و سرور می پردازند تا این شب طولانی را با دور هم بودن و برگزاری مراسم های شاد کننده کوتاه تر کنند.

وی ادامه داد: شب یلدا شبی است که فقط یک دقیقه از شب اول دی ماه بلند تر است و آن فقط بهانه ای است برای دور هم جمع شدن؛ چرا که مردم ایران در گذشته همواره دنبال بهانه برای برگزاری جشن و مراسم های شادی بودند و این طور نبود که مردم حتی در دور هم نشینی های شب یلدا هم درگیرد اینترنت و گوشی باشند.

این مدرس دانشگاه در خصوص سنت ها و آداب و رسوم این شب گفت: کوراوغلی خوانی یکی از مراسم های شب یلدا در بین آذربایجانی ها بود؛ به طوری که از اول پاییز افراد با خویشاوندان و همسایگان دور هم جمع می شدند و فردی به عنوان نقال قصه های کوراوغلی را می خواند که گاه برخی از قصه ها پنج شب و حتی بیشتر به طول می انجامید.

وی اضافه کرد: آن زمان امکانات مثل امروز گسترده نبود که بتوانند میوه ها را تا فصل زمستان نگه دارند اما خوراکی هایی چون خرما، سنجد، گردو، مویز، پشمک سنتی چغندر، انواع شیرینی ها بخصوص اَردَک که خمیر سرخ شده حاوی گردو بود، از جمله موارد مورد استفاده ی مردم بود.

سفیدگر خاطر نشان کرد: در قدیم نیز مثل امروز برای تازه عروسان تحفه ی شب یلدا می بردند که فلسفه ی آن نیز انجام صله ی رحم با فامیل تازه بوده است اما آن زمان این مراسم خیلی ساده تر برگزار می شد و این طور نبود که حتما طلاهای آنچنانی در بین هدیه ها خریداری شود و شاید برخی به شیرینی و چند متر پارچه بسنده می کردند.

وی همچنین اظهار کرد: در آذربایجان معمولا دو مراسم چله (چله ی کوچک و چله ی بزرگ) برگزار می شد و مردم در هر دو مناسبت دور هم جمع می شدند و نقل های شفاهی، چیستان ها، بایاتی و … که توسط بزرگان نقل می شد، رونق بخش این مراسم ها بود.

5
0

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۱۱ پاسخ

  1. Mammad گفت:

    ریشه کلمه “چیلله” و فلسفه چیلله گئجه‌سی در آذربایجان
    (هر تورک و آذربایجانلی‌یا واجب دی کی بو مطالبی بیلسین و اؤز فرهنگیمیزی تانیسین)
    @dilxosh
    واژه چیلله برگرفته از مفهوم آذربایجانی “نهایت کشیدگی شب” می باشد نه بر گرفته از مفهوم فارسی “شروع چهل روز زمستان”.
    در ترکی یای یعنی کمان، چیلله نیز یعنی زه (زه کمان) و نیز محل زه برای گذاشتن تیر در موقع انداختن تیر، اوخ یعنی تیر (تیرِ کمان). در ترکی به تابستان نیز “یای” گفته می شود. از این رو وقتی گفته می شود “یایین چیلله سی”(چلّه تابستان)، (تداعی کننده ی کشیدگی نهایی کمان به هنگام انداختن تیر) یعنی نهایت و اوج کشیدگی تابستان که چهل و پنج روز رفته از تابستان است.
    قیشین چیلله سی (چلّه ی زمستان) نیز به معنای کشیدگی نهایی سرما است که دو تا است یکی چهل روزه (بؤیوک چیلله) یکی بیست روزه (کیچیک چیلله). یعنی زمستان دوبار به اوج می رسد.
    چیلله گئجه (شب دارای کشیدگی نهایی) وقتی گفته می شود “چیلله گئجه سی” (شب چلّه) در واقع یعنی نهایت کشیدگی شب.
    ولی تحت تأثیر تفسیرهای رایج به معنای شروع چلّه ی زمستان تلقی می شود که البته اینگونه نیست. در واقع به نظر خیلی از زبان شناسان واژه چلله برگرفته از مفهوم آذربایجانی “نهایت کشیدگی شب” می باشد نه بر گرفته از مفهوم فارسی “شروع چهل روز زمستان”.
    اینکه چرا “چیلله” یا “چِلّه” که معنای “زه کمان” و “محل نشستن ته تیر در کمان” و نیز مفهوم نهایت کشیدگی را در مورد “بلندترین شب”، “شدت تابستان” و “شدت زمستان”بایستی با عدد “چهل” توجیه و تفسیر نمود، کاری است که روشنفکران پرداخته اند و خود نیز بایستی جوابگو باشند.
    صدای (ل) دارای مفهوم “انتقال” می باشد و تکرار یک صدا، مفهوم استمرارِ تکراریِ حرکت و عملی را دارد. پس “چیلله” یا “چلّه” دارای مفهومی است که در آن عمل انتقال به تکرار اتفاق می افتد. درست مثل “پیلله” یا “پلّه” که در آن عمل انتقال و تکرار اتفاق می افتد. اگر “چلّه” معنی “چهل لا” نیز داشته باشد آنوقت پرسیدنی است که اولا خود “چهل” از کجا آمده و دوم اینکه معنای “پلّه” چیست؟ آیا منطقی نیست بپذیریم که “چهل” از “چیلله” حاصل شده است؟! فقط فراموش نشود که ادیبان منکر وجود تشدید نیز در فارسی شده اند.
    “چیلله” اسمی است که از فعل “چیلمک” به معنای (زدنِ پرتابیِ توام با ضربه) ساخته شده است. در بازی “چیلینگ-آغاج” (الک-دولک) به زدن، “چیلینگ” یا “چیلیک” یا “چیلیهْ” (دولک) با “آغاج” (چوبدستی) از این فعل استفاده می شود: “چیل گلسین!” (بزن بیاد)!
    “چیلینگ” نیز از این فعل شاخته شده است.
    “چیلمَک” اسم تلنگر شدید است که در آن ریگِ کوچکی بین پشت ناخن سبابه و نوک انگشت شست قرار گرفته و به شدت پرتاب می شود. یا تلنگری که بر سطح آب به نیت پخش کردن و افشاندن آب زده می شود.
    شکل دیگری از این فعل نیز هست که “چیله مَک” (افشاندن آب توأم با ضربه) است.
    به مثال های دیگری از این دست (جهت مطالعه ی بیشتر) دقت کنید که چگونه این سیستم در زبان ترکی ثابت است: چیلله (چلّه)، پیلله (پلّه)، شیلله (سیلی آبدار)، سیلله (سیلی)، گولـله (گولّه، گلوله)، هوررا (نوعی غذای ساده ی روستایی)، شیررا (شیره)، شوررا (احتمالا تبدیل به “شوربا” شده)، بلله (نانی که به صورت ساندویچ در می آورند). . . “گلّه”ی فارسی نیز احتمالا از این سیستم است که در این صورت باید از فعل “گلمک” (آمدن) “گلله” (هم-آمده) ایجاد شده باشد.
    @dilxosh
    چیلله (چلّه) از دیدگاه استاد ناصر منظوری، استاد برجسته زبان ترکی آذربایجانی

    12

    3
    • ایرانی گفت:

      ”پیشینه شب چله”

      شب یلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود.

      این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می‌شد.

      ایرانیان باستان با این باور که فردای شب چله با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در آیین ایرانی {زرتشتی} به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.
      یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است.مردم دوران باستان که با دانش نجوم آشنایی داشتند، میدانستند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.
      سفره شب چله ، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.
      روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود.

      برگرفته از : آثارالباقیه ابوریحان بیرونی

      2

      5
    • Arazli گفت:

      چوخ گوزه ل ایضاح اولونوبدور . یاشا

      2

      0
    • بابک گفت:

      کاملا درسته این نوشته ها
      چیلله تورکی کلمه دی و مطالعه میزین آزلیغینان بو مملکتده هرزادیمیزی مصادره الیه بیللر!

      2

      1
  2. Arazli گفت:

    اول یلدا کلمه سین سوخدولار تورکلرین فرهنگینه سونرادا حافظ خوانی نی . آذربایجان دا هئچ واقت حافظ خوانی اولماییب .

    5

    1
  3. ایرانی گفت:

    چله یه کلمه فارسیه که از عدد چهل گرفته شده شب چله یا شب یلدا جشن کهن ایرانی و آریایی هست

    2

    5
    • مجید تورکم گفت:

      با چه استدلالی میگی مال عاریایی های هست ؟؟؟؟؟؟؟
      خود کلمه یلدا یک واژه سریانی هست نه فارسی چجور مدعی هستید مال عاریایی ها هست
      لطفا چیزی که نمیدونید بحث هم نکنید این شب در فرهنگ های مختلف هست بنام خودتون صادر نکنید
      خندم گرف ههههه
      استاد ناصر منظوری

      یلله (چلّه)

      در ترکی یای یعنی کمان، چیلله نیز یعنی زه (در اینجا زه کمان) و نیز محل زه برای گذاشتن تیر در موقع انداختن تیر، (و نیز معناهایی که گفته خواهد شد)، اوخ یعنی تیر (تیرِ کمان).در ترکی به تابستان نیز “یای” گفته می شود. از این رو وقتی گفته می شود “یایین چیلله سی”(چلّه تابستان)، (تداعی کننده ی کشیدگی نهایی کمان به هنگام انداختن تیر) یعنی نهایت و اوج کشیدگی تابستان که چهل و پنج روز رفته از تابستان است.
      قیشین چیلله سی (چلّه ی زمستان) نیز به معنای کشیدگی نهایی سرما است که دو تا است یکی چهل روزه (بؤیوک چیلله) یکی بیست روزه (کیچیک چیلله). یعنی زمستان دوبار به اوج می رسد.

      چیلله گئجه (شب دارای کشیدگی نهایی) وقتی گفته می شود “چیلله گئجه سی” (شب چلّه) در واقع یعنی نهایت کشیدگی شب. ولی تحت تأثیر تفسیرهای رایج به معنای شروع چلّه ی زمستان تلقی می شود که البته اینگونه نیست.

      اینکه چرا “چیلله” یا “چِلّه” که معنای “زه کمان” و “محل نشستن ته تیر در کمان” و مآلا مفهوم نهایت کشیدگی را در مورد “بلندترین شب”، “شدت تابستان” و “شدت زمستان” (که دقیقا معادل “climax” _قطه ی اوج_ آمده از زبان های یونانی و لاتین است) بایستی با عدد “چهل” توجیه و تفسیر نمود کاری است که روشنفکران پرداخته اند و خود نیز بایستی جوابگو باشند.

      بدون هیچ تردیدی واژه ی “چیلله” یا “چلّه” با واژه ی یاد شده ی “climax” از یک ریشه و منشأ می باشد. قبلا بحث شده که صدای (ل) دارای مفهوم “انتقال” می باشد. نیز گفته شده که تکرار یک صدا مفهوم استمرارِ تکراریِ حرکت و عملی را دارد. پس “چیلله” یا “چلّه” دارای مفهومی است که در آن عمل انتقال به تکرار اتفاق می افتد. درست مثل “پیلله” یا “پلّه” که در آن عمل انتقال و تکرار اتفاق می افتد. اگر “چلّه” معنی “چهل لا” نیز داشته باشد آنوقت پرسیدنی است که اولا خود “چهل” از کجا آمده و دوم اینکه معنای “پلّه” چیست؟ منطقی است بپذیریم که “چهل” از “چیلله” حاصل شده است.

      فقط فراموش نشود که ادیبان منکر وجود تشدید نیز در فارسی شده اند.

      اما جان آیتو (John Ayto) اتیمولوژیست انگلیسی واژه ی “climax” را نهایتا از منشأ هندو اروپایی (kli-) می داند. اولا شما این مورد را با واژه ی “چیلله” یا “چلّه” تطبیق دهید خواهید دید که دقیقا دارای عناصر فونتیکی مشابهی هستند.

      باز می گویند که واژه ی “lean” به معنی “تکیه دادن” نیز از همین ریشه است. متوجه می شوید که چرا در “چیلله” یا “چلّه” مفهوم محل نشستن ته تیر در کمان نیز مستتر است؟

      “چیلله” اسمی است که از فعل “چیلمک” به معنای (زدنِ پرتابیِ توام با ضربه) ساخته شده است. در بازی “چیلینگ-آغاج” (الک-دولک) به زدن “چیلینگ” یا “چیلیک” یا “چیلیهْ” (دولک) با “آغاج” (چوبدستی) از این فعل استفاده می شود: “چیل گلسین!” (بزن بیاد)!

      “چیلینگ” نیز از این فعل شاخته شده است.

      “چیلمَک” اسم تلنگر شدید است که در آن ریگِ کوچکی بین پشت ناخن سبابه و نوک انگشت شست قرار گرفته و به شدت پرتاب می شود. یا تلنگری که بر سطح آب به نیت پخش کردن و افشاندن آب زده می شود.

      شکل دیگری از این فعل نیز هست که “چیله مَک” (افشاندن آب توأم با ضربه) است.

      “پیلله” (پلّه) نیز از سیستم “چیلله” (چلّه) است، حتی به این شکل: “پیلوو” (pilov) و “چیلوو” (çilov) [پُلو و چِلو] نیز از یک شیوه و سیستم تولید واژگان استفاده می شود. آوردن این مثال از آن جهت لازم بود تا در پیگیری سیستم واژگانی دچار سهو و لغزش نشویم. همانگونه که ملاحظه می کنید در فارسی مصوت ها دچار تغییر شده: “پـُ” و “چـِ”.

      به مثال های دیگری از این دست (جهت مطالعه ی بیشتر) دقت کنید که چگونه سیستم ترکی ثابت است: چیلله (چلّه)، پیلله (پلّه)، شیلله (سیلی آبدار)، سیلله (سیلی)، گولـله (گولّه، گلوله)، هؤرره، هوررا (نوعی غذای ساده¬ی روستایی) شیررا (شیره)، شوررا (احتمالا تبدیل به “شوربا” شده)، بلله (نانی که به صورت ساندویچ در می آورند). . . “پیلته” (فتیله [به خاطر وجود “ت” که علامت تعدی است] چیزی که به تدریج پایین آورده می شود). “گلّه”ی فارسی نیز احتمالا از این سیستم است که در این صورت باید از فعل “گلمک” (آمدن) “گلله” (هم-آمده) ایجاد شده باشد. کلله (کلّه)، نیز واژه¬ عربی “قلّه” از این مجموعه است که نشانگر قدیمی بودن این ساختار واژه ساز است.

      3

      1
      • ایرانی گفت:

        چله از عدد چهل فارسی گرفته شده ، سریانی ها هم یه قوم ایرانی بودند هم چله درسته و هم یلدا .

        1

        3
      • ایرانی گفت:

        پیشینه شب چله: شب یلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود.

        این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می‌شد.

        ایرانیان باستان با این باور که فردای شب چله با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در آیین ایرانی {زرتشتی} به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.
        یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است.مردم دوران باستان که با دانش نجوم آشنایی داشتند، میدانستند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.
        سفره شب چله ، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.
        روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود.

        برگرفته از : آثارالباقیه ابوریحان بیرونی

        1

        3
    • Arazli گفت:

      شما هر جور که مایلید تفسیر کنید . زبان شناسها بهتر تشخیص می دهند . اصلاً فارسی زبان نیست که لهجه است . اخیراً یونسکو هم ردش کرده .

      4

      1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

افزودن شکلک

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo