بهت و حیرت سفیر ونیز در دیدار از صاحب آباد تبریز

۹۹۸

 به گزارش تبریز مدرن ، جوزافا باربارو سفیر جمهوری ونیز که در زمان فرمان روایی آق قویونلو ها بر ایران به پایتختی تبریز اواخر سال ۸۷۸ه.ق./۱۴۷۴م به دربار اوزون حسن بار یافته و استوارنامه اش را تقدیم پادشاه ایران حسن بیگ نموده بود در نوشته هایش با حیرت به توصیف زیبایی و عظمت مجموعه صاحب آباد تبریز شامل کاخ حکومتی و مسجد و میدان پرداخته است که ذیلا بخش هایی از نوشته وی از کتاب سفرنامه ونیزیان۱ تقدیم خوانندگان ارجمند می گردد.

 photo_2016-07-26_17-42-36

در این نوشته وی چنین آورده ­است: وی چنین آورده ­است: «کاخی که در آنجا به پیشگاه شاه بار یافتم بدین شرح بود. نخست دروازه­ای بود با جلوخانی به مساحت چهار یا پنج قدم مربع که هشت یا ده تن از رجال دربار شاه در آنجا نشسته بودند. سپس دری دیگر بود نزدیک درِ نخستین و دربانی که چماق کوچکی در دست داشت و کنارش ایستاده بود. چون به این دروازه وارد شدم از باغی سبز و خرم گذشتم که مانند چمنی پر از دنبلان بود با دیوارهای گلی، که در سمت راست آن پیاده­روئی ساخته بودند. سی گام بالاتر سرائی بود به فراخور حال ما. چهارصد پانصد قدم بلندتر از پیاده­روئی که یاد کردم. در وسط این  حوضخانه ­ای بود کوچک و پیوسته پر از آب، و شاه در مدخل آن روی بالشی زربفت نشسته و بر بالشی دیگر تکیه داده بود. در کنارش نگهبانی با شمشیر آخته ایستاده بود. در سراپای سراچه فرش گسترده و مهمترین شاهزادگان گرداگرد نشسته بودند. در همه­ جای سراچه موزائیک به کار برده ­اند نه به کوچکی موزائیک ­هائی که ما به­ کار می­بریم بلکه بزرگ و بسیار زیبا و به رنگ­های مختلف »

351c9a93fdb832a4d1c07b5bf162c5c0_w450 maxOnly.jpg

   در ادامه باربارو سفیر ونیز به دعوت حسن ­پادشاه جهت تماشای تفرج در میدان اشاره کرده و می­نویسد: «[شاه] پیغام داده بود که باید به «میدان» بروم و تماشای «تفرج» یعنی بازی کنم. من سوار بر اسب به آنجا رفتم و در آنجا سه­هزار سوار دیدم و بیش از دو برابر این عده پیاده. از این گذشته فرزندان خردسال شاه در آنجا بودند که از بعضی پنجره­ها بیرون را نظاره می­کردند. چند تا گرگ که به پاهایشان ریسمان بسته بودند به میدان آوردند و آنها را یکایک رها کردند تا به میان میدان بروند. اسب­ها از ترس از میان میدان گریختند و بسیاری از آنها بر زمین افتادند، گروهی در خود میدان و برخی دیگر در رودخانه­ای که در میان شهر جاری است. هر روز آدینه این بازی برقرار است. پس از این تفرج و تماشا مرا به پیشگاه شاه به محلی که پیش از این یاد کرده ­ام بردند و با عزت و احترام در جائی نشاندند. دیگران نیز هر کدام در جاهای خود به نسبت گنجایش سراچه قرار گرفتند و بقیه به نسبت درجات و مقاماتی که داشتند به رسم مسلمانان بر روی فرش نشستند.  در این اثنا چند مرد که از جانب پادشاه هند فرستاده شده بودند، آمدند که جانورانی عجیب همراه داشتند.  آنگاه مرا به بالاخانه بردند و در آنجا ناهار خوردم». باربارو به تشریفاتی که جهت ورود سفیر هند برپا شده بود نیز اشاره کرده و می­نویسد: «وی در محلی بود که پیش از این یاد کرده­ ام  و به دستور او مانند دفعه قبل در حضورش نشستم. آن روز، روز تعطیل بود و برای ورود سفیر هند تشریفاتی مهم برقرار کرده بودند. درباریان جامه­های زربفت و ابریشمین و پشمین به رنگهای گوناگون در بر داشتند. چهل تنی از محترم­ترین رجال در کوشک نشسته بودند و در مدخل­های آن صد تن و در خارج از مدخل­ها حدود دویست تن، و در میان دو دروازه کوشک نزدیک به پنجاه تن و در کوچه ­های خارج قریب بیست تن، همه آماده پذیرا شدن سفیر بودند و در میان [میدان] چهار هزار سوار دیده می­شد. همه با این نظم و ترتیب ایستاده بودند که دو سفیر هند وارد شدند و ایشان را در برابر شاه نشاندند.»  وی در دیدار دیگری که با حسن­ پادشاه داشته به توصیف سایر فضاهای باغ دولتخانه نیز پرداخته است: «وقت دیگر هنگامی که به نزد او رفتم وی را در تالاری یافتم که در زیر قبه­ای بود به راستی آن بنایی بود سخت زیبا. زیرا چوب و تیر را به شکل قبه [= گنبد] در آورده و از اطراف آن پارچه ­های ابریشمین گلدوزی و زربفت آویخته و بر کف تالار [: خرگاه، خیمه] فرش­های بسیار عالی گسترده بودند که بیش­از چهارده قدم طول هر یک از آنها بود. در آن سوی تالار چادر چهارگوش بزرگ قلابدوزی دیده می­شد که میان چهار ردیف درخت برپا کرده بودند تا بر آن سایه افکند، و میان این چادر و آن قبه، سراپرده­ای بود از بوکازین که درونش همه گلدوزی بود. درب تالار از چوب صندل بود که از داخل شبکه­ های گلابتون­دوزی و مرواریددوزی روی آن کار کرده بودند. شاه در آنجا نشسته بود و بزرگان بر گردش»

کریم میمنت نژاد (پژوهشگر تاریخ تبریز)

۱) سفرنامه­ های ونیزیان در ایران،باربارو، ج.، کنتارینی، آ. و دیگران-  ترجمه منوچهر امیری، انتشارات خوارزمی، تهران ۱۳۴۹

——————–

منبع: صاحب دیوان

28
0

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۷ پاسخ

  1. پارمیدا گفت:

    جناب مهندس آیا اندک امیدی برای احیای این میدان تا سال ۲۰۱۸ وجود دارد یا نه؟؟

    27

    0
  2. تبریزلی گفت:

    حیف حیف الان زیر خاکه این مجموعه و میشه احیا بشه
    یک مدیر قدرتمند می خاد تبریز این مجموعه رو احیا بکنه
    ببین چی بودیم چی شدیم !!! ونیزی ها از زیبایی تبریز در حیرت بودن
    الان با ۳سانتی کرپیش میریم به استقبال ۲۰۱۸

    15

    0
  3. behzad گفت:

    الان باید شهرداری و میراث , تمام توانشونو بزارن که این اماکن را احیا کنن , اکثریت توریستا برای دیدن اماکن تاریخی میان, وگرنه برای تفریح و استراحت, هزارجا بهتر از ایران وجود داره … ضمنا در احیا این مراکز, گسترش حریم و ساخت فضای سبز و المانهای سنتی در حریم این اماکن هم باید درنظر گرفته بشه

    15

    0
  4. Arash گفت:

    تبریز ۲۰۱۸ یعنی اثار تاریخی تبریز رو مرمت کنیم
    این میراث فرهنگی کی میخواد کار کنه؟کی؟۲۰ ساله خوابه میخواد ابروری تبریز رو ببره
    اون کانکس هارو از داخل ارک به اون عظمتی جمع نمیکنن !چه ۲۰۱۸ به خدا ابرومون میره تمام اثار تاریخی تبریز وضعیت اسفناکی دارن
    اقایون محترم شورا کاخ میدان ساعت رو ترک کنین فقط شعار ندین اونجا موزه است اقای استاندار به این چیزا توجه کنین کم شعار ۲۰۱۸ بدین میدان ایالتی ساعت مونده
    دوکمال مونده
    ربع رشیدی مونده
    ارک مونده
    مقبره الشعرا مونده
    خانه های تاریخی بی سر و سامان مونده
    میدان صاحب الامر حسن پاشا مونده
    شنب غازان مونده
    خانه ستارخان کلانتر کیهان مونده
    تا ۲۰۱۸ همت کنین فقط اثار تاریخی رو درست کنین فوقش
    ۲۰ میلیارد میشه اندازه هزینه دو پل
    اگه اینا تا ۲۰۱۸ درست نشه باید دیگه فاتحشونو خوند موند واسه ۵۰ سال بعد
    الان باید همه اماده باش باشن ولی خوابن و فقط شعار در تبریز ۲۰۱۸ میدن

    14

    0
  5. ناشناس گفت:

    پویا جان گویا مصطفا سندل خواننده ترکیه در دفاع از دریاچه ارومیه یه پست گذاشته، لدفا اینستاگرام ایشونم بیارین. باشگاه خبرنگاران جوان خوندم.

    6

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

افزودن شکلک

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo