وقتی شهر بی خاطره می شود…

۵

 

به عقیده صاحبنظران حوزه شهری، شهر بسان انسان، موجودی زنده است و خاطره دارد. خاطره های شهر هویت شهر را شکل می دهد و به سبب این خاطره هاست که شهروندان نسبت به شهر احساس تعلق می کنند. از بین رفتن هر کدام از این خاطره ها، چون زخمی بر تن شهر می نشیند و دل هر شهروند اگاه و دلسوز را ریش می کند.

لاله حلاج 

دورکهایم  می گوید: «هر جامعه نوعی حس تداوم گذشته را در خود دارد و شهرها با شکل و هویت خود آن را به نمایش می ­گذارند.» در این معنا نقطه نقطه شهر می تواند محل بروز یک رویداد تاریخی باشد؛ رخدادی که اگرچه سال ها پیش به وقوع پیوسته، همچنان وجودش خاطراتی را در یاد مردم زنده می کند. در نتیجه تخریب یک بنای تاریخی یا فضای شهری، صرفا تخریب کالبد آن ساختمان و فضا نیست، نابودی خاطراتی است که انسان ها با حضور در آن بنا یا حتی عبور از کنار آن به ذهن سپرده بودند؛ نابودی هویت نسل هایی است که به واسطه آن فضا و بنا به هم پیوند می خوردند.

اکثر ما یک شی یا یادگاری قدیمی داریم که برایمان ارزشمند است و به بهترین شکل از آن محافطت می کنیم چون برایمان یادآور خاطرات شیرینی است. به عقیده صاحبنظران حوزه شهری، شهر بسان انسان، موجودی زنده است و خاطره دارد. خاطره های شهر هویت شهر را شکل می دهد و به سبب این خاطره هاست که شهروندان نسبت به شهر احساس تعلق می کنند. از بین رفتن هر کدام از این خاطره ها، چون زخمی بر تن شهر می نشیند و دل هر شهروند اگاه و دلسوز را ریش می کند. تبریز اصیل و زیبای ما پر است از خاطرات زیبا و قدیمی؛ خانه های قاجاری با حیاط های وسیع و درختان برافراشته با شمعدانی های باطراوت بر دور حوض؛ اما هر از چند گاهی خبر تخریب و ویرانی خانه ای تاریخی، داغدارمان می کند. روزی به واسطه مسیرگشایی و دیگر روز به شوق کسب سود مالی، میراث گرانقدر خود را زیر پا می نهیم. تخریب خانه حمیدزاده در چهارراه نادر اولین اتفاق ناگوار در این عرصه نبوده و آخرین هم نخواهد بود. روزی که تصویر تخریب این بنا در گروه های مجازی منتشر شد، دل های بسیاری به درد آمد، لیک افسوس که قانون مجوز این ویرانی را صادر کرده بود و چاره ای جز صبر بر آن نبود.

اما به واقع چرا وضعیت بافت های تاریخی در شهر ما چنین است؟ آیا آثار و بناهای تاریخی قابل خرید و فروشند؟ آیا می توان هویت بافت و محله را با تخریب بافت و ساخت و سازهای جدید احیا کرد؟ آیا تجربه ناموفق و عظیم تجاری سازی در دل بافت مرکزی و قدیمی شهر به نام احیای بافت فرسوده، برای توقف تخریب ها کافی نیست؟

اینبار که به قصد قدم زدن به کوچه و پس کوچه های شهر سر می زنید، خوب دور و برتان را نگاه کنید؛ خانه ها، سر در ها، جداره ها و حتی درختان کوی و برزن را به خاطرتان بسپارید؛ شاید این آخرین باری باشد که فرصت تماشا و حضور در چنین مکانی را تجربه می کنید. دردآور است که نسل فردا، تبریز قدیم را فقط در کتاب ها و از روی عکس های قدیمی درک کند. اگر بخواهیم هر روز نشانه و نمادی از گذشته خود را به بهانه توسعه حذف کنیم، در آینده ای نه چندان دور دیگر از تبریز تاریخی، اثری بر جای نخواهد ماند، جز جای زخم هایی که اصالت و هویت را از آن جدا کرده ایم؛ جای خالی هایی که غبار زمان بر آنها خواهد نشست و دیگر کسی آن را به یاد نخواهد آورد.

آن هنگام که بی محابا دیوارهای باغ خاطره انگیز گلستان برچیده می شود، زمانی که جداره ای از میدان ساعت ناپدید می شود، وقتی که خانه ای که بخشی از تاریخ و هویت شهر را با خود دارد، با خاک یکسان می شود، یا حتی آن هنگام که درختی تناور و قدیمی به بهانه توسعه قطع می شود، در حقیقت در حال تخریب و تغییر هویت خود هستیم.چطور می توان شکاف و ترک های هویتی در معماری امروز را پر کرد؟

آنچه مبرهن است گردشگر خارجی به سبب فرهنگ و هویت و تاریخ تبریز به اینجا سفر خواهد کرد. شاید بیش از هر مجتمع مدرن تجاری یا هتل های چند ستاره، معماری یک خانه سنتی برای گردشگر خارجی جذاب باشد. اگر ما می خواهیم تبریز را به عنوان شهری با قدمت و پیشینه فرهنگی والا و معماری فاخر به جهانیان معرفی کنیم، می بایست ابنیه و آثار به جا مانده از دوران پر افتخار گذشته را مرمت و احیا کنیم؛ چرا که این آثار بیش از هر ساختمان تجاری و تفریحی دیگری می توانند هنر و قدمت این سرزمین را به گردشگران معرفی کنند. البته که ساخت و سازهای جدید و  معماری مدرن بر پایه اصول هویتی، نشان از رشد تکنولوژی و قدرت صنعت و دانش ما خواهد داشت لیک در این میانه نباید ابنیه و بافت تاریخی ارزشمند قربانی شود.

منبع: هفته نامه آذرپیام

15
1

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۹ پاسخ

  1. ناصر گفت:

    و دقیقا به همین خاطر است که به تخریب ارک کمر بسته اند.

    8

    1
  2. شبنم گفت:

    آدم وقتی که این بناهای قدیمی رو میبینه که مخروبه شدن واقعا تاسف میخوره انگار تو این شهر کسی زندگی نمیکنه سوای قدیمی بودن صدها ساله که بازسازی و مرمت نشدن وا قعا باعث آبروریزیه . شبیه خونه ارواح هست

    7

    1
  3. ناشناس گفت:

    بله بیشتر خاطرات ما از بین رفت فلکه بزرگ ولیعصر بود چهار منصور که بیشتر مواقع از قنادی صفا که بغل پارچه فروش نبش کوچه بود پیراشکی میخریدم و میرفتم استادیوم شهید اقدمی برای دیدن والیبال تیم پتروشیمی و… نبش میدان ساعت که فکر کنم خیلی ها خاطره دارن از کانون زبان و بانک صادرات نبش کوچه که پدرم سال ۱۳۶۰ رییس شعبه اونجا بود یدونه نصف راه بود و پاساژ اسلامی چه برو و بیایی بود باغشمال (که بود و نبودش الان فرق نمیکنه) بازی تراکتور و هما اصلا یادم نمیره سه راه امین – ترمینال قدیمی – چهارراه آبرسان نبشش ایران ایر چقدر بلیط میخریدیم همشون نابود شدن رفتن همه خاطراتم از بین رفت

    11

    2
    • ناشناس گفت:

      بنظرم دلیلش اینه که یک مسئول فکور تحصیلکرده وبومی نداریم همشون ماشا.. از روستاها وقصباتی که هیچ پیشینه وخاطره ومهمتر درکی از شرایط تاریخی تبریز ندارند وفقط جند روزی خودی نشون میدهند ومیروند.

      2

      0
    • امیر گفت:

      در دوره‌ای که عبدالعلی زاده استاندار و درویش زاده شهردار بودند، تمام باقت‌ قدیمی شهر (چهارراه منصور، اطراف مسجد کبود، خیابان کهنه) و در سالهای اخیر (دبیرستان منصور، قسمت شمال شرقی میدان ساعت و خیلی جاهای دیگه) رو به دست خودمون با نام احیای بافت فرسوده نابود کردیم و به‌جای اونها مراکز تجاری می‌سازیم که هیچکدوم هم بدرد نمی‌خورند.
      برخی از اعضای فعلی شورای شهر هم، همان تفکرات چندین سال قبل را دارند، برای نمونه به صحبت‌های رئیس شورا در همین سایت توجه کنید:
      http://www.tabrizmodern.ir/1395/08/24/14022
      واقعا جای تاسف داره که چنین تفکری در شورا و شهرداری حاکم هست
      ای کاش آقا پویا در گزارشی مراکز تجاری شهر رو بررسی کنه و اینکه هر کدوم از اونها چقدر رونق دارند و با چه مشکلاتی روبرو هستند.

      6

      0
  4. تبریزلی گفت:

    دقیقا، موافقم، تمام خاطرات کودکی و نوجوانیم رو مسیر چهار راه منصور به کتابخانه رشدیه ، سه راه حافظ و کلا جهار راه منصور تشکیل میده ینی هرجاهم که می فتیم باید حتما از اونجا رد میشدیم چون یه صفای دیگه داشت، ولی حالا چی؟ وقتی با دوستام به یاد گذشته میریم راه میریم اون دورو برا، دروغ چرا احساس میکنم چهره جدید تبریز برام نامنوسه، نمیشناسمش، چون ازش خاطره ای ندارم، من نه این میدان پر ابهت و شیک فعلی بلکه اون چهارراه متصور درب و داغون و باوقار خودمو با اون درختای مسیرهای منتهی بهش و خانه های قدیمیش میخام
    کاشمسیر توسعه شهری ما به سمتی نره که خاطرات شهروندان رو از اجر به اجر شهرشون پاک کنه، ما به اجر به اجر شهرمون دل بستیم،تو رو خدا هرکاری میکنید درجهات ترمیم و استحکام بناهای موجود کنید نه کوبیدن و برج ساختنء،

    11

    0
  5. تبريزي گفت:

    تبریز شهری بزرگ است با محدوده وسیع. از چندین سال پیش شهرداری تبریز به هر کسی که خواست پروانه داد و مردم هم خانه های قدیمی را کوبیدند و اپارتمانهای جدید با شکلی نا منظم و بدون هویت معماری ساختند. خانه هایی که موقع ساختن نه فکر فاضلابشان شد نه فکر معابر و حتی معابر جهت پارک خودرو صاحبخانه ها و میهمانانشان. می شد از ان زمان کوی های جدیدی مثل خاوران را با زیربنا های مدرن اعم از فاضلاب و معابر و مراکز خرید و سرویس حمل و نقل عمومی اماده می کردند و محلات قدیمی شهر را در همان متراژ های قدیمی فقط نوسازی می کردند و نمای قدیمی محلات هم حفظ می شد . مثل اکثر کشورهای مترقی دنیا که از زمان جنگ جهانی دوم هنوز هم برخی بناهای قدیمی عینا حفظ کرده اند.

    1

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

افزودن شکلک

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo