دوران تصدّی مدیران نه چندان بزرگ در آذربایجان شرقی زمستان مدیریتی در تبریز

محسن مهر علیزاده را همه می شناسیم. هم استانی‌مان است. یک زمانی هم خیال ریاست جمهوری در سرش پروراند که لابد آن جَنَم و کارآیی مدیریتی را در خود سراغ داشت که میان این همه مدیرِ نزدیک به حاکمیّت، چنین تصمیمی گرفت. از کارهای خوب مدیریتش در گذشته زیاد شنیده‌ایم و البته مثل همه، نقدهایی هم بر او وارد است.

به گزارش تبریزمدرن به نقل از نصر،نکته مهم این که در اوایل شروع کار دولت یازدهم، شایعه انتصاب او به عنوان «استاندار آذربایجان‌شرقی» مطرح شد و به دلایل زیادی امیدوار بودیم تا این شایعه محقق شود. از یکی از نمایندگان استانی مجلس صحّت خبر را پرسیدم که گفت: «مهرعلیزاده زیاد علاقمند نیست در آذربایجان‌شرقی خدمت کند، وانگهی سیاست دولت برای هر استان، انتخاب استاندار غیربومی است.»

دلایل دولت برای انتخاب استانداران غیربومی هیچ وقت اعلام نشد. اما مطمئنم مهرعلیزاده دلایل زیادی برای اکراهش داشته است حتی اگر این موضوع از بیخ شایعه باشد! مثلا علّت نپذیرفتن استانداری آذربایجان‌شرقی شاید؛ دنبال استانی بزرگتر و پراهمیّت‌تر، پرنفوذتر، ثروتمندتر، سیاسی‌تر، نزدیک به حاکمیّت وغیره‌تر! از این استان می‌بود و شاید هم حاج آقا آل هاشم هنوز آن روزها به تبریز نیامده بود تا فضای کار بازتر از گذشته برای مدیر ارشد استانی فراهم باشد. اما در نهایت دلیل اوّل (سیاست دولت) مهم‌تر از دلیل دوّم برای انتصاب استاندار شد و  متاسفانه آن شایعه انتصاب اتفاق نیافتاد و از سیل مطالبات بی‌شمار هم استانی‌ها این فقره هم روی زمین ماند.

تأسفم بیشتر به خاطر فرصت‌هایی است که در این مدت و در آستانه تبریز ۲۰۱۸ از دست رفته است. مطمئنا روش و رفتار مدیریتی مهرعلیزاده (و یا هر مدیر با خصوصیت نزدیک به او) به درد امروز آذربایجان‌شرقی و تبریز می‌خورد؛ اقتدار، تعارف‌ناپذیری، رُک‌گویی و از همه مهم‌تر این که سالیان سال بازیگر و یا حداقل همنشین «مردان درجه اوّل سیاست ایران» بوده و همه مردم ایران او را می شناسند و  چه بسا گزافه نیست که بگوییم؛ «او برای خود یک برند است». نیازی نیست که مثلا در راهپیمایی‌ها و اجتماعات مردمی، کسی محسن‌مهرعیزاده را معرفی کند، کیست که او را نشناسد؟ اما وای بر موقعی که مثلا یک مدیر میانی شهری، استاندارش را نشناسد!

برند شخصیت، نعمت وراثتی نیست که برخی‌ها به ارث ببرند و  بعضی‌ها نه، که روش و مدل‌هایی برای برند شدن وجود دارد و البته قرار نیست همه برند شوند، که در این صورت برند معنی و مفهومش را از دست می‌دهد.

مثلا ممکن است استاندار استانی از وزیری، درخواست دیدار یا تدبیری نماید و برای این کار نامه‌نگاری رسمی نموده، وقت ملاقات بگیرد و پس از طی تشریفات اداری، در نهایت وزیر وقت نداشته باشد و استاندار مزبور با معاونت شهرستان‌های آن وزیر جلسه برگزار کند و اصولا او تا چه بگوید و معاون وزیر چه بشنود و خروجی جلسه چه باشد که خدا داند! اما مهرعلیزاده به لحاظ همان برند و شناخته‌تر بودن و نفوذ در مراکز مختلف حاکمیّتی، چه بسا با یک پیامک طنزگونه به وزیر، همه آن بروکراسی را به طرفه‌العینی حل و فصل کند. و اینک از این سرمایه اجتماعی، اصفهانی‌ها بهره‌ می‌برند و نوش جان‌شان.

مهرعلیزاده قِلِق رسانه‌ها هم دستش هست. او تنها استاندار ایران  است که گزارش ۷۹ روزه عملکرد خود را با اولویّت نیازهای اساسی استان اصفهان در سه بخش: آب، اشتغال و محیط زیست (با شرح و توضیحات مبسوط و کارشناسی) به اصفهانی ارائه داده و  مثل سایر همکارانش در استان‌های دیگر، منتظر گزارش صد روزه رییس جمهور نشده که تازه یادشان بیافتد، دولت تدبیر و امید قرار است گزارش صد روزه بدهد!

او رسانه شدن را بلد است و در هفته نخست شورای اداری، معاونین ادارات مختلف را که به جای مدیر کلّ‌شان به جلسه آمده بودند، بدون رودربایستی از جلسه بیرون کرد و از رسانه شدن موضوع هم ابایی نداشت. در شرایطی که هنوز فیلم برخورد نامناسب فرماندار گلپایگان با خبرنگاری در شبکه‌های مجازی می‌چرخد، منتظر جلسه رسیدگی و صغری و کبراهای این چینی نشد و بلافاصله در کمتر از ۱۰ ساعت او را برکنار کرد.

این همه را گفتم، نه به خاطر این که اصفهان و مهرعلیزاده را با آذربایجان‌شرقی و استاندار فعلی مقایسه کنم که اصولا این قیاس مع‌الفارق است! چرا که علاوه بر برتری برندینگ شخصیت، با نگاهی به سایت اطلاع‌رسانی استانداری هر استان، می‌توان عملکرد استانداران و همچنین نیاز و انتظارات مردم و دغدغه‌های استان‌ها را مقایسه کرد.

نکته مهم از اشارت بالا این است که در کنار همه نابسامانی‌های استان آذربایجان‌شرقی از جمله بحران دریاچه ارومیه، آلودگی هوا، بحران بی‎آبی، رکود، کارخانجات تعطیل و نیمه تعطیل، بیکاری، اعتیاد، طلاق، مقام پنجم خودکشی کشوری و… آنچه امروز نگران کننده است و سطح مقایسه را به نازل‌ترتین شکل تحلیل و ورود به مصداق‌ها تنزل داده، «بحران مدیریتی» استان آذربایجان‌شرقی است.

استاندار آذربایجان شرقی هر چند که سابقه معاونت در این استان را دارد، اما به هر حال غیربومی است و سعی می‌کند غربت خود را در این استان، با دوندگی‌های بی‌امان جبران کند. این دوندگی، هر چند جای تقدیر دارد اما طبیعتا زمان‌بر و خسته‌کننده است و در آخر هم راه بجایی نخواهد برد. او ارتباط اجتماعی چندانی ندارد، مهم‌ترین اهتمامش، تاکید بر تبریز ۲۰۱۸ است آن هم در مقام حرف، که جز این آه دیگری نداریم تا با ناله سودا کنیم.

همه عملکرد صد و چند روزه او عبارتست از کلّی صحبت و جلسات بدون خروجی مشخص از نوع: امیدواری استاندار، تاکید استاندار، انشاءا…گویی استاندار و… که صرفا به درد گزارشات روابط عمومی‌ها و بولتن ایام تودیع هر استاندار می‌خورد!

این روزها سیستم مدیریت استان آذربایجان‌شرقی باید به سی‌سی‌یو منتقل شود! و این‌ها همه به دلیل نداشتن برند شخصیت و معروفیّت استاندار آذربایجان‌شرقی است که اصولا نفوذ و اقتداری در پایتخت ندارد تا حتی بدیهی‌ترین حرفش را به کرسی بنشاند. در کنار تمام نابسامانی‌ها، چندین مدیرکل استانی تغییر یافته و جانشینی برای آنها مشخص نیست و بر عالم و آدم مبرهن است که کار بندگان خدا در زمان وجود مدیر کل در ادارات راه نمی‌افتد، چه برسد به زمانی که اصلا مدیر کل نباشد! چندین ماه است که فرماندار نداریم، از تک  و توک بومی‌های استانداری، معاون اقتصادی را هم که چند روز پیش به استانی دیگر منتقل کردند وقس‌علیهذا…

با این وصف اگر روزی پایتخت‌نشینان فرصت پرداختن به وضعیت صندلی خالی مدیران آذربایجان‌شرقی داشته باشند، که خدا می داند؛ مدیران کل جدید، فرماندار جدید، معاون استاندار جدید، به همان سیاق سیاست غیربومی‌گزینی، از دپوی ستاد انتخاباتی کدام استان به غیر از آذربایجان‌شرقی بیرون خواهد آمد.

آذربایجان‌شرقی حال خوشی ندارد و این‌ها به خاطر این است که همه ما (نماینده ولی‌فقیه، نمایندگان مجلس، تشکل‌های استانی پیروز و مغلوب انتخابات، ذی‌نفوذها، مردم و…) از مطالبه و جذب مدیران برند برای استان عاجزیم. بی‌تعارف آذربایجان‌شرقی دوران تصدّی مدیران فاقد برند و نه چندان بزرگ را می‌گذراند و این خلاء برای شهر و استان خسارت‌های جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت.

فرهاد باغشمال

19
3

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۶ پاسخ

  1. مجید گفت:

    باز هم مثل همیشه مطلبی بود پر از حس قومی و مطلبی احساسی . میشه بپرسم مهرعلیزاده چه گلی به سر اصفهان زده؟ چون شما پیگیر اصفهان و …..در موردش هستی علیزاده شده شوالیه ؟ با برکناری فرماندار واقعا یعنی انسان شایسته ای هست ؟ نه خیر ایشون خیال ریاست جمهوری دارن کار هایی هم که میکنن تبلیغاتی هست . البته درک این مسئله برای شما که فوق العاده قوم گرا و متعصب هستید خیلی سخته . رفتار مردم تبریز حتی خود تبریزی هارو هم فراری میده چه برسه به مدیران غیر بومی . بازم میگم میخواد خوشتون بیاد میخواد نیاد شما امروز شبیه اعراب قبل اسلام فوق العاده قوم و قبیله گرا هستین برای همینه که همیشه توهم توطئه دارین .

    3

    0
  2. Arash گفت:

    استانداری کی میخواد جا به جا شه اونجارو اثار تاریخی کنن؟کمبود پارکینگ تو اون منطقه یه فاجعه هست دارایی بازار …..
    تا وقتی هم بازار تبریز پیاده راه نشه اشفته و بی نظم دیده میشه بازار و زیبایی های بازار هم محو میشع

    8

    0
  3. یحیی گفت:

    مثلا جبارزاده هم برند بود وهم بومی و هم با پایتخت نشین ها روابطش خوب بود چه گلی به سرمون زد؟؟؟؟

    4

    0
  4. شهروند تبریزی گفت:

    با سلام

    بنابوظیفه شهروندی خویش ، اینجانب می خواهم درباره کارنامه سرشار از سیاهی استاندار کنونی استان زرخیز و پهناور و قهرمانپرور آذربایجانشرقی مطالبی را به قلم آورده و همشهریان عزیزم را در این خصوص کمابیش آگاه سازم :

    نام وی آقای خدابخش است و اصالت اردبیلی دارد ، نامبرده در ابتدای دهه ۸۰ خورشیدی و در دوران اوج شکوفایی اقتصاد کشور و در زمان چرخش مناسب چرخهای کارخانجات صنعتی بعنوان مدیرعامل کیان و مادر صنعت آذربایجان ( گروه صنعتی ماشین سازی تبریز ) برگزیده شد

    خدابخش کارخانجات پربازده و بسیار سودبخش ماشین سازی را همراه با هزاران کارگر و مهندس و دیگر دست اندرکاران پرتلاش کارخانجات از مدیران پیشین کیان صنعت آذربایجان تحویل گرفت ، ولی دیری نپایید نامبرده با ناتوانی های مدیریتی خود کاری کرد که از صادرات گسترده دستگاهها و تولید ادوات و ماشین آلات فرآوری شده در ماشین سازی کاسته شد و اوضاع ماشین سازان بسی نابسامان گردید (!)

    مدیرعامل وقت ماشین سازان بدلیل کاسته شدن تولیدات و صادرات و کسری درآمد کارخانجات و همچنین بخاطر دیرکرد بدهی ماشین سازی تبریز به یکی از شرکتهای بیمه ای ، ناچار شد گنج و سرمایه ی بسیار گرانبهای ماشین سازان در تهران که همانا بنای چند مرتبه و ساختمان مرکزی متعلق به ماشین سازان آذربایجان بود را مفت و مجانی بفروشد

    ساختمان بزرگ و چند مرتبه متعلق به مادر صنعت آذربایجان که دارای امکانات شگفت انگیزی از قبیل هتل و چندین سوئیت و استخر و بخش های ادارای مختلف و.. و….. بود و نزدیک به پنجاه سال پیش در یکی از بهترین و گرانبهاترین خیابان های پایتخت ( امیرآباد ) بنا گردیده بود و ناگهان از سوی جناب خدابخش بصورت ناباورانه و بصورت هدیه و تنها در ازای بدهی بیمه دست اندرکاران ماشین سازان به همان شرکت بیمه کننده پیشکش شد

    پس از آن معامله ننگین ، دولت وقت با همکاری مجلس شورای اسلامی همه بدهی تمامی کارگران کارخانجات صنعتی کشور به شرکت های بیمه گذار را بخشید و روشن شد مدیرعامل وقت ماشین سازی زیان و آسیب بزرگی به پیکره صنعت و اقتصاد تبریز وارد ساخته و آن ساختمان باشکوه متعلق به صنعت و اقتصاد آذربایجانشرقی را که امروزه صدها میلیارد تومان ارزش ریالی دارد با ناتوانی های نکوهیده خود از دست داده !

    در ادامه اما ناتوانی آقای خدابخش پس از آن کار نکوهیده و معامله چرکین بازهم ادامه یافت و متاسفانه وی با نوشتن و امضای حکمی شرم آور دستور انحلال قدیمی ترین باشگاه ورزشی شمالغرب کشور ( باشگاه فرهنگی ورزشی ماشین سازی تبریز ) را صادر کرد و در گرماگرم و کوران رقابتهای جام آزادگان تیم فوتبال ماشین سازی را از خانه و آشیانه خود ( کارخانجات ماشین سازی ) برون راند و از آن زمان ( ۱۳۸۲ ) تا به امروز ، سبزجامگان فوتبال آذربایجان بی سرپناه ماندند و هر سال افراد گوناگون ، ارگان و سازمان و نهادهای دیگری از سر دلسوزی و بصورت موقت مدیریت این باشگاه ریشه دار و مردمی را عهده دار می شوند ، زیرا با حکم آقای خدابخش دیگر باشگاه فرهنگی – ورزشی و تیم فوتبالی بنام ماشین سازی وجود خارجی ندارد چرا که به حکم ایشان قدیمی ترین باشگاه ورزشی آذربایجان برای همیشه منحل گردیده !

    پس از برون راندن قهرمانان سبزپوش و ورزشکاران گروه ورزشی ماشین سازی ( تیم فوتبال ماشین سازی ) از بستر گروه صنعتی ماشین سازی ( کارخانجات ) و نابودی ساختمان و ویران کردن تجهیزات باشگاه ، آقای خدابخش در جایگاه مدیرعامل ماشین سازان دست به خطای دیگری زد و تمامی دست اندرکاران کارخانجات را از خانه های مسکونی خود واقع در جاده شاهگی بیرون کرد و ده ها هکتار زمین های بسیار گران قیمت متعلق به ماشین سازان را به بهای تنها ۹۰ میلیارد تومان به شماری از سرمایه داران انبوه ساز فروخت تا با آن هزینه بدست آمده بتواند کسری بودجه ناشی از سومدیریت خود در گروه صنعتی ماشین سازی را تلافی نماید (!)

    ولیکن در ان زمان مقامات بلندپایه استانی و نمایندگان مردم تبریز در خانه ملت آقای خدابخش را از فروش زمین های گرانبهای ماشین سازان در جاده شاهگی بازداشتند و اجازه ندادند آن املاک گرانبها که امروزه بیش از صدها میلیارد تومان ارزش دارد ، با ندانم کاری مدیرعامل وقت گروه صنعتی ماشین سازی به همین آسانی از دست برود – شگفتا که هم اکنون نزدیک ده سال است خانه های مسکونی ماشین سازان واقع در جاده شاهگلی فاقد از سکنه مانده و بدلیل عدم رسیدگی کافی ، پوشش گسترده گیاهی آن زمین های چندهکتاری به طور کل خشکیده و به مکان امنی تبدیل شده برای آشیانه سازی جانوران درنده از قبیل سگهای ولگرد و…. و پاتوقی امن و مناسب برای معتادان و…

    این دو سه مورد تنها بخش کوچکی بود از کارنامه سرشار از سیاهی استاندار کنونی استان زرخیز و قهرمان پرور ِآذربایجانشرقی جناب آقای خدابخش !!! حال ایشان چگونه می خواهد استاندار پهنه زرخیز آذربابجاتشرقی بشود ؟ را خدا می داند…!

    اگر مدیر محترم سایت اجازه بدهند (؟) این گزارش می تواند ادامه داشته باشد…. (؟)

    با سپاس بسیار – شهروند تبریزی

    5

    0
  5. شهروند تبریزی گفت:

    با سلام

    بنابوظیفه شهروندی خویش ، اینجانب می خواهم درباره کارنامه سرشار از سیاهی استاندار کنونی استان زرخیز و پهناور و قهرمانپرور آذربایجانشرقی مطالبی را به قلم آورده و همشهریان عزیزم را در این خصوص کمابیش آگاه سازم :

    نام وی آقای خدابخش است و اصالت اردبیلی دارد ، نامبرده در ابتدای دهه ۸۰ خورشیدی و در دوران اوج شکوفایی اقتصاد کشور و در زمان چرخش مناسب چرخهای کارخانجات صنعتی بعنوان مدیرعامل کیان و مادر صنعت آذربایجان ( گروه صنعتی ماشین سازی تبریز ) برگزیده شد

    خدابخش کارخانجات پربازده و بسیار سودبخش ماشین سازی را همراه با هزاران کارگر و مهندس و دیگر دست اندرکاران پرتلاش کارخانجات از مدیران پیشین کیان صنعت آذربایجان تحویل گرفت ، ولی دیری نپایید نامبرده با ناتوانی های مدیریتی خود کاری کرد که از صادرات گسترده دستگاهها و تولید ادوات و ماشین آلات فرآوری شده در ماشین سازی کاسته شد و اوضاع ماشین سازان بسی نابسامان گردید (!)

    مدیرعامل وقت ماشین سازان بدلیل کاسته شدن تولیدات و صادرات و کسری درآمد کارخانجات و همچنین بخاطر دیرکرد بدهی ماشین سازی تبریز به یکی از شرکتهای بیمه ای ، ناچار شد گنج و سرمایه ی بسیار گرانبهای ماشین سازان در تهران که همانا بنای چند مرتبه و ساختمان مرکزی متعلق به ماشین سازان آذربایجان بود را مفت و مجانی بفروشد

    ساختمان بزرگ و چند مرتبه متعلق به مادر صنعت آذربایجان که دارای امکانات شگفت انگیزی از قبیل هتل و چندین سوئیت و استخر و بخش های ادارای مختلف و.. و….. بود و نزدیک به پنجاه سال پیش در یکی از بهترین و گرانبهاترین خیابان های پایتخت ( امیرآباد ) بنا گردیده بود و ناگهان از سوی جناب خدابخش بصورت ناباورانه و بصورت هدیه و تنها در ازای بدهی بیمه دست اندرکاران ماشین سازان به همان شرکت بیمه کننده پیشکش شد

    پس از آن معامله ننگین ، دولت وقت با همکاری مجلس شورای اسلامی همه بدهی تمامی کارگران کارخانجات صنعتی کشور به شرکت های بیمه گذار را بخشید و روشن شد مدیرعامل وقت ماشین سازی زیان و آسیب بزرگی به پیکره صنعت و اقتصاد تبریز وارد ساخته و آن ساختمان باشکوه متعلق به صنعت و اقتصاد آذربایجانشرقی را که امروزه صدها میلیارد تومان ارزش ریالی دارد با ناتوانی های نکوهیده خود از دست داده !

    در ادامه اما ناتوانی آقای خدابخش پس از آن کار نکوهیده و معامله چرکین بازهم ادامه یافت و متاسفانه وی با نوشتن و امضای حکمی شرم آور دستور انحلال قدیمی ترین باشگاه ورزشی شمالغرب کشور ( باشگاه فرهنگی ورزشی ماشین سازی تبریز ) را صادر کرد و در گرماگرم و کوران رقابتهای جام آزادگان تیم فوتبال ماشین سازی را از خانه و آشیانه خود ( کارخانجات ماشین سازی ) برون راند و از آن زمان ( ۱۳۸۲ ) تا به امروز ، سبزجامگان فوتبال آذربایجان بی سرپناه ماندند و هر سال افراد گوناگون ، ارگان و سازمان و نهادهای دیگری از سر دلسوزی و بصورت موقت مدیریت این باشگاه ریشه دار و مردمی را عهده دار می شوند ، زیرا با حکم آقای خدابخش دیگر باشگاه فرهنگی – ورزشی و تیم فوتبالی بنام ماشین سازی وجود خارجی ندارد چرا که به حکم ایشان قدیمی ترین باشگاه ورزشی آذربایجان برای همیشه منحل گردیده !

    پس از برون راندن قهرمانان سبزپوش و ورزشکاران گروه ورزشی ماشین سازی ( تیم فوتبال ماشین سازی ) از بستر گروه صنعتی ماشین سازی ( کارخانجات ) و نابودی ساختمان و ویران کردن تجهیزات باشگاه ، آقای خدابخش در جایگاه مدیرعامل ماشین سازان دست به خطای دیگری زد و تمامی دست اندرکاران کارخانجات را از خانه های مسکونی خود واقع در جاده شاهگی بیرون کرد و ده ها هکتار زمین های بسیار گران قیمت متعلق به ماشین سازان را به بهای تنها ۹۰ میلیارد تومان به شماری از سرمایه داران انبوه ساز فروخت تا با آن هزینه بدست آمده بتواند کسری بودجه ناشی از سومدیریت خود در گروه صنعتی ماشین سازی را تلافی نماید (!)

    ولیکن در ان زمان مقامات بلندپایه استانی و نمایندگان مردم تبریز در خانه ملت آقای خدابخش را از فروش زمین های گرانبهای ماشین سازان در جاده شاهگی بازداشتند و اجازه ندادند آن املاک گرانبها که امروزه بیش از صدها میلیارد تومان ارزش دارد ، با ندانم کاری مدیرعامل وقت گروه صنعتی ماشین سازی به همین آسانی از دست برود – شگفتا که هم اکنون نزدیک ده سال است خانه های مسکونی ماشین سازان واقع در جاده شاهگلی فاقد از سکنه مانده و بدلیل عدم رسیدگی کافی ، پوشش گسترده گیاهی آن زمین های چندهکتاری به طور کل خشکیده و به مکان امنی تبدیل شده برای آشیانه سازی جانوران درنده از قبیل سگهای ولگرد و…. و پاتوقی امن و مناسب برای معتادان و…

    این دو سه مورد تنها بخش کوچکی بود از کارنامه سرشار از سیاهی استاندار کنونی استان زرخیز و قهرمان پرور ِآذربایجانشرقی جناب آقای خدابخش !!! حال ایشان چگونه می خواهد استاندار پهنه زرخیز آذربابجاتشرقی بشود ؟ را خدا می داند…!

    اگر مدیر محترم سایت اجازه بدهند (؟) این گزارش می تواند ادامه داشته باشد…. (؟)

    با سپاس و احترام فراوان – شهروند تبریزی

    6

    0
  6. ناشناس گفت:

    سلام – تبریز ۲۰۱۸ شروع شد ولی اون وضعیت ارک هست که به مخروبه تبدیل شده

    5

    0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

افزودن شکلک

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo