خانه های تاریخی تبریز و اپیدمی محقق نشدن وعده های مدیران؛ اسارت ثقه الاسلام در مرکز سرمایه گذاری!

 

تصور کنید گردشگری، در سرگردانی رسیدن به مکان های تاریخی تبریز، به جای تابلو های نداشته خانه ثقه الاسلام،معماری تاریخی دو ساختمان آجری ذکر شده که یکی مرکز سرمایه گذاری شده و آن یکی هم منطقه آزاد ارس چشمش را گرفته و وقتی با در بسته این خانه های تاریخی و یا محیط اداری موجود در آنها روبرو شود چه خواهد داشت؟

 

 

 

 

 

هفته گذشته به دلیل یک قرار کاری نزدیکی های کورپی یا به اصطلاح تابلو های راهنمای شهری پل قاری، منتظر دوستی بودم از قضای همیشگی تاخیر ایرانی ها در رسیدن به محل قرار،در حال قدم زدن بودم که حداقل عف زیر پایم سبز نشود که از میان ساختمان های ریز و درشت نگاهم به نگین زیبایی های شهر تبریز مقبره الشعرا افتاد و یادم آمد در جوار آن همه شعرا و عرفای نامی مزار ثقه الاسلام تبریزی روحانی انقلابی هم هست که البته این روزها به حال خود رها شده، در دل فاتحه ای نثارش کردم و لحظه ای به خود آمدم و یادم آمد در همین نزدیکی خانه مشرف به چایکنار موجود است شهید ثقه الاسلام در آن روزگاری زیسته است.

همیشه که از کنار این خانه رد می شدم شوق دیدن داخل خانه ی بزرگ مرد مشروطه خواه تبریز را داشتم و فرصت را غنیمت شمردم و راهی این خانه تاریخ شدم . در چایکنار دو خانه تاریخی آجری با سبک معماری خاصی کنار هم قرار دارند؛ روی سر در یکی لوحی گلی حکامی شده ی خانه ی ثقه الاسلام نقش بسته اما کنار خیابان به جای تابلوی راهنمای خانه تاریخی شهید ثقه الاسلام، تابلو سبز رنگ مرکز سرمایه گذاری نصب شده!

دل را به دریا زدم و وارد خانه شدم نه از راهنما خبری هست و نه از چیز دیگری، ساختمان را دور زدم از پله ها بالا رفتم وارد اندورنی خانه شدم، چند اتاق کنارهم چیده شده که فضای خشک اداری بر این محیط تاریخی سایه افکنده بود و به دلیل ترس یا هول از خوردن از تذکر که اینجا چه می خواهید به درون اتاق ها نرفتم و وجود پله کانی که طبقه دوم ختم می شد مرا به خود جذب کردم و سمت آن رفتم و پس از بالا رفتن از پلهکان چوبی وقتی به طبقه دوم رسیدم تازه نشانی از ثقه الاسلام در خانه اش مشاهده شد! تابلویی که شرح حال کوتاهی از بزرگ مرد مشروطه خواه تبریزی بود و در همین حین کارمندی که احتمالا حضور من در آنجا برایش غیر عادی به نظر می رسید نگاهی چپ چپکی انداخت روانه ی طبقه پایین شدمن هم که فضا را این گونه دیدم فرار را بر قرار ترجیح دادم و بی توجه از کنار ساختمان تاریخی مجاور گذشتم، که چهار تخته اش بسته بود و  تنها  مینی باسمنطقه آزاد ارس که داخل حیاط این خانه خود نمایی می کرد .

در مسیر برگشت یاد اظهارات و وعده های استاندار برای خروج دستگاه های اجرایی از خانه های تاریخی تبریز افتادم که اتفاق امروز نشان داد آن گفته ها تنها در حد وعده مانده ، نمی دانم شاید او هم مقصر نیست و این وفا نکردن به قول و قرار در میان ما ایرانی ها اپیدمی  شده است.

حالا از ما که گذشت ولی تصور کنید گردشگری، در سرگردانی رسیدن به مکان های تاریخی تبریز، به جای تابلو های نداشته خانه ثقه الاسلام  معماری تاریخی دو ساختمان آجری ذکر شده که یکی مرکز سرمایه گذاری شده و آن یکی هم منطقه آزاد ارس چشمش را گرفته و وقتی با در بسته این خانه های تاریخی و یا محیط اداری موجود در آنها روبر شود چه حالی خواهد داشت! مسئول محترم که مدام از سختی های تبریز ۲۰۱۸ سخن گفت اگر کمی متوجه تغییر زمان شود متوجه می شود تبریز ۲۰۱۸ که خود دارد به تاریخ می پیوندد لااقل وعده های تاریخی خود را از یاد نبرد.

منبع: تبریزبیدار

 

5
0

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۳ پاسخ

  1. Arash گفت:

    فقط تو تبریز حرف میزنن مدیرا بابا شورا تو کاخ شهرداریه اون یکی تو خانه ثقه الاسلام اون یکی تو خانه …
    کجای دنیا یا ایران اثار تاریخی رو اداره میکنن
    این همع ساختمان برین یه جای دیگع
    استاندارم کع فقط حرف میزنع در عمل این شهر کسی رو نداره

    3

    0
  2. Arash گفت:

    لیاقت میخواد واسه هر کاری نه شعار

    2

    0
  3. Arash گفت:

    استاندار وقتی ساده ترین کاره ممکن رو نمیتونه بکنه انتظار چی رو داشته باشیم؟ یعنی اینقد سخته خودشم تو تبریز که پر ساختمان اضافی هست ترک این اثار تاریخی
    انتظار خیلی ساده و راحتی هست
    اتوبان های ۳ بانده؟فضای سبز و پارکینگ کافی؟ اینارو چجور میخوایین انجام بدین تو کاره ساده موندین
    تا کی شعار برای این مردم که عاشق شهرشون هستند
    چرا استاندار تبریز اهله تبریز نیست یه بار از خوی میاد یه بار اردبیل اینا دلشون نمیسوزه واسه تبریز که فقط شعار میدن؟

    3

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

افزودن شکلک

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNo